تبليغاتX
هوالحی
سلام

در ابتدا از خواهرم باران به خاطر ساخت و طراحی این قالب زیبا تشکر و قدردانی میکنم و امیدوارم روزی زحماتش را جبران کنم.

 بنظر شما چیه ؟

خداییش قشنگ نیست؟

...........................................................................................

بهار که می‌رسد، از مثال رستاخيز طبيعت می‌توان به مقام محاسبه‌ی نفس رسيد که در اين سالی که بهار و تابستان و پاييز و زمستان‌اش گذشت، تغيير فصول عالم جان، چه محصول و بهره‌ای داشته است. امروز با يکی از احباب فرصت صحبتی دست داد و او اشاره می‌کرد که در اين فضای وبلاگ چه بسا چيزهايی که می‌بايد نوشته شود، نوشته نمی‌شود و چه بسا آن‌چه نبايد بر قلم جاری شود، از نويسنده صادر می‌شود. انصاف می‌دهم که سخنی است سنجيده.

اين يادداشت که می‌نويسم، اگر خدا بخواهد، نخستين يادداشت از سلسله‌ی يادداشت‌هايی خواهد بود که عنوان «تذکره» را خواهند داشت. تذکره را البته از آيه‌ی شريفه‌ی قرآن گرفته‌ام که: «ان هذه تذکرة فمن شاء اتخذ الی ربه سبيلا» که هر که بخواهد (يعنی تصميم بگيرد و عزمی داشته باشد) راهی به سوی خدای خود بر خواهد گرفت. اين يادداشت نخست بيشتر حديث نفس است و نقد حال (يعنی برای يادآوری به خودم است تنها؛ که وقتی به گذشته می‌نگرم بدانم چه کرده‌ام. خطاب‌اش به هيچ‌کس نيست، جز خودم). ديروز کتابی را در آداب سلوک می‌خواندم و هنوز عبارات پايانی کتاب گريبان‌ام را رها نکرده است که حاسبوا قبل ان تحاسبوا. آن تلنگر، امروز صورتی جدی‌تر داشت. دو رسول و پيام‌آور از جهان جان داشتم که فارغ از صورت نه چندان خوشايند پيام‌شان، اشارت نهفته و اقتضای پنهان سخن‌شان همانا همين محاسبه‌ی نفس بود و بس. و نيکوتر آن باشد که اکنون که در آستانه‌ی رستاخيز طبيعت هم هستيم، رستاخيزی در دل و جان هم حاصل آيد.

               ( دوستانی که لینک دادند بگند تا از خجالتشون در بیام و لینکشون را بگذارم)

تا طلوع

+ نوشته شده توسط وحید_زرکوب _مصباح در یکشنبه چهاردهم فروردین 1384 و ساعت 4:21 |
به این شعر سهراب خیلی فکر کردم

زیباست

اما تحلیل داره.

تحلیل:در صورتي که ترکيب ميان اجزاي يک شيء يا پديده مطابق با معيار هاي عقلي ما باشد آن شيء مذکور در نظر ما زيبا تلقي مي شود و در صورتي که اين تطابق وجود نداشته باشد آن را زشت مي شماريم.ترکيب هاي پديده هايي که با همه ي معيار هاي آدمي تطابق داشته باشد براي همه زيبا خواهد بود و آنهايي که تنها براي فرد خاصي مطابقت نمايد تنها براي او زيبا به شمار مي آيد.علت اختلاف سليقه ها نيز در همين قضيه روشن مي شود.علت تشابه سليقه ها هم همانطور که ذکر رفت به دليل انطباق ترکيب مذکور با معيار ها ي ذهن است .
سهراب سپهري مي گويد :
من نمي دانم چرا در قفس هيچ کسي کرکس نيست. گل شبدر چه کم از لاله ي سرخ دارد...
اين بيان سهراب سپهري به نظر من از عدم آشنايي او به زيبايي شناسي مربوط مي شود.معيار هاي ذهني که قناري را زيبا در حالي که کرکس را نازيبا و زمخت مي شمارد جزء زيربناهاي مغز آدميست که همراه با غريزه ي او تکامل يافته است.عبارت چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد تنها در زمينه ي اعمل اختياري انسان قابل توجيه است.در حالي که معيار هاي شناخت زيبايي در انسان جزء نهاد وي و از وجود او است.انسان به طور کلي داري اين ويژگي است که اين را زيبا و  آن را زشت شمارد.انتظار سپهري از انسان مانند انتظار آن است که از يک آهو انتظار پريدن و از يک پرنده انتظار چريدن داشته باشيم.در حقيقت رابطه ي علت و معلول که زيربناي جهان و حتي فلسفه ي مابعدالطبيعه است با سخن سپهري نقض شده است.چرا که تطابق ترکيب هاي يک پديده با معيار هاي ذهن انساني نوعي رابطه ي علت و معلول را شامل مي شود.براي واضح تر شدن مطلب به عنوان مثال معيار هاي ذهن آدمي جهت شناخت زيبايي را يک ليوان در نظر مي گيريم و ترکيب هاي اشياء صوري اطرافمان را چون حجمي از آب .اگر اين حجم فراتر از حجم خالي ليوان باشد مسلما داخل آن قرار نخواهد گرفت.در نظر سهراب سپهري چنين اتفاقي که البته مخالف با رابطه ي علت و معلول است خواهد افتاد. (حجم ليوان و حجم برابر ظرف را علت در نظر مي گيريم.در نتيجه معلول اين علت جا شدن حجم آب در ليوان خواهد بود.) اگر هم عبارت چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد را بزرگ شدن ظرفيت و حجم ليوان در نظر بگيريم ،در جهت تحقق اين خواسته ليوان شکسته خواهد شد.ظرفيت ليوان که همان معيار هاي ذهن آدمي است جزئي از نهاد آن محسوب مي شود .

  تا طلوع

+ نوشته شده توسط وحید_زرکوب _مصباح در پنجشنبه چهارم فروردین 1384 و ساعت 1:14 |


Powered By
BLOGFA.COM


>