تبليغاتX
هوالحی

سلام و درود بی حدِ ایزد دانا بر شما یاران با محبت و دوست داشتنی من که نادیده دوستتان دارم چون  ندیده به من محبت دارید و کمکم میکنید.

تنها خداوند است که میداند محبت چیست .

خداوند بلند مرتبه و بزرگ به خاطر اینکه کمی از محبت خویش را به بندگانش نشان دهد مقدار اندکی از این محبت را در وجود مخلوقی به اسم مادر گذاشت و بهشت جاویدان خود را زیر پاهای او قرار داد.

خداوند میدانست که مادران بعد از او سلطان غم و اسطوره محبت لقب خواهند گرفت .

پیشاپیش تولد بانو فاطمه زهرا و روز زن و یادمان مادر را به همه آنهایی که این تذکره را خواندند تبریک و تهنیت عرض میکنم.

                               تا تذکره ای دیگر خدانگهدار

                                                                        تا طلوع

+ نوشته شده توسط وحید_زرکوب _مصباح در پنجشنبه سی ام تیر 1384 و ساعت 12:46 |

به نام خداوند مهر و با کسب اجازه از آن مافوق ترین نیروی قدرت و عظمت .

سپاس و ستایش ایزد دانا را که بار دیگر فرصتی حاصل شد تا تذکره ای با هم بخوانیم.

در ابتدا از داریوش ملکوت بابت همه چیز قدررانی میکنم.

      و اما تذکره حرص و مقام:احوال اضطراب و سرگشتگی محض است. ترجيح می‌دهم هيچ نگويم. روزگار هجوم فتنه‌هاست و دشواری انتخاب‌ها. مثنوی را می‌خواندم و به قسمت حرص رسيدم. اين حرص در وجود همگی ما هست، اما حرص قدرت و شهوت مقام چيزی است عجيب! اين ابيات برای هر که اهل اشارت باشد،‌ برای سلوک باطنی حرف‌ها دارد. برای اهل سياست هم البته کم حاوی نکته نيست. «آن کس است اهل بشارت که اشارت داند!»

ملا حسين کاشفی در بخش مربوط به حرص و در صدر ابيات مولوی می‌گويد: «
در بيان حال آن کس که گويد حرص ندارم و او دروغ می‌گويد از برای آن‌که حرص چون سگ خفته است هر گاه که بوی مردار دنيا به او رسد، سر بر آورد و در حرکت آيد مگر آن‌ها که اين سگ را به زنجير قناعت بسته‌ باشند . . .»

ميل‌ها همچون سگان خفته‌اند / و اندر ايشان خير و شر بنهفته‌اند
چون‌که قدرت نيست خفتند اين رده / همچو هيزم پاره‌ها و تن زده
تا که مرداری در آيد در ميان / نفخ حرص زشت کوبد بر سگان
چون‌که در کوچه خری مردار شد / صد سگ خفته بدان بيدار شد
حرص‌های رفته اندر کتم غيب / تاختن آورد و سر بر زد ز جيب
مو به موی هر سگی دندان شده / از برای حيله دم جنبان شده
صد چنين سگ اندر اين تن خفته‌اند / چون شکاری نيستشان بنهفته‌اند
شهوت رنجور ساکن می‌بود / خاطر او سوی صحت می‌کشد
چون‌که صحت يافت حرص‌اش تازه شد / شهوت هر چيز بی‌اندازه شد .

                                و در آخر تمنای گناه میخواهد یک قرار اینترنتی بگذارد

                                امیدوارم رضایت بخش باشه .            در پناه خدا /تا طلوع

+ نوشته شده توسط وحید_زرکوب _مصباح در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 و ساعت 15:19 |
                                                          بِسًمِ اللهِ الرحمنِ الرحيم 

                                                       تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاء

به نام خداوند پاکی و مهر و با کسب  اجازه از پروردگار بی همتا که مافوق ترین نیروی قدرت و عظمت است.  خداوندی که (     تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاء   ) عزّت و ذلّت بشر را میداند.

..................................................................................................................................

قبل از شروع نوشتن تذکره ابتداء به ساکن میخواستم از خانوم یاس با وبلاگ زیباش و نظرات دل انگیزش تشکر کنم .

 و به دوست قدیمیم آقای کمیل مقدم و یا همون مهدی یوسف عرض کنم که من بسیار اندیشیدم و تلاش کردم تا فرق بین حق و باطل را بفهمم و آنگاه انتخاب کنم. من نیز به طور یقین ایرانی  هستم و ایرانی فکر میکنم . اما خدای بالای سرم شاهد است که وجدانم راضی نشد رای بدم.

دکتر احمدی نژاد فرد محترم و دلسوزی است خدا را شکر که چنین فرد دلسوزی با آرای مردم انتخاب شد

منتها من دقیقاْ ۴ سال بعد رای میدهم تا ببینم آیا ایشان به گفته هایشان عمل میکنند که احتمالاٌمیکنند و امیدوارم بکنند. به خدا آن موقع با خیال راحت وظیفه رای دادن را انجام میدهم و حالا بیشتر در پیش وجدان خود و خدای خود شرمنده نشدم که امیدوارم مورد قبول ایزد دانا افتد انشالله 

       ...........................................................................................................................

                         ...................................................................................................

 و حالا تذکره محبت:

کسی که محبت دارد صبور است و مهربان و او حسود نیست و به کسی شرک نمیورزد.

کسی که محبت داردپرتوقع نیست و از دیگران انتظار بیجا ندارد و او عصبی و زودرنج نیست.

همه عطایایی که ایزد دانا به ما بخشیده محبت است .

اما طبق گفته خود خداوند این نَعَمات روزی پایان میپزیرد و قیامتی که میاید نعمتها ی دنیایی را به باد فراموشی گرفته و روز حساب را یادآوری میکند.

سخن گفتنهاـــدانستن علم ــــداشتن اسرار همه روزی پایان خواهد یافت اما محبت تا ابد ادامه خواهد داشت و از بین نمیرود و خداوند متعال سایه محبت خود را هیچوقت حتی روز حساب از سر بندگانش کوتاه نمیکند.

همه چیز فراموش شدنی است و باقی ۳ چیز است :۱ــ ایمان و عمل صالح ـ ۲ـــ امید و ۳ـــ محبت

که آخری تذکره امروز ما بود .

خداوندا ما را از محبتی سیراب کن که با درک و فهم بتوانیم محبت تو را بشناسیم و بشناسانیم.

            تا طلوع

                          خدانگهدار

 

       

+ نوشته شده توسط وحید_زرکوب _مصباح در شنبه چهارم تیر 1384 و ساعت 21:18 |


Powered By
BLOGFA.COM


>