تبليغاتX
هوالحی
سلام

به نام ساقی بزم شبانه    

به نام سرور این آشیانه

به دور اولم ساقی ولی بود

ولیکن ذکر او هم یا علی بود

میلاد ملود کعبه علی (ع) بر همه مبارک

.............................................................................................................................

تذکره نان و نور

 

دست‌هاي ميكائيل از رزق پر بود. از روزي. از هزاران خوراك و خوردني. اما چشم‌هاي آدمي هميشه نگران بود؛ دست‌هايش خالي و دهانش باز. ميكائيل به خدا گفت: خسته‌ام. خسته‌ام از اين آدم‌ها، كه هيچ وقت سير نمي‌شوند. خدايا چقدر نان لازم است تا آدمي سير شود؟ چقدر! خداوند به ميكائيل گفت: آن چه آدمي را سير مي‌كند، نان نيست، نور است. تو مأمور آني كه نان بياوري، اما نور تنها نزد من است؛ و تا هنگامي كه آدمي به جاي نور، نان مي‌خورد، گرسنه خواهد ماند.
* * *
ميكائيل راز نان و نور را به فرشته‌اي گفت. و او نيز به فرشته‌اي ديگر؛ و هر فرشته به فرشته ديگري. تا آن كه همه هفت آسمان اين راز را دانستند، تنها آدم بود كه نمي‌دانست. اما رازها سر مي‌روند، پس راز نان و نور هم سر رفت و آدمي سرانجام دانست كه نور از نان بهتر است. پس در جست‌وجوي نور برآمد، در جست‌وجوي هر چراغ و هر فانوس و هر شمع.
اما آدم هميشه شتاب مي‌كند، براي خوردن نور هم شتاب كرد. و نفهميد نوري كه آدمي را سير مي‌كند، نه در فانوس است و نه در شمع، نه در ستاره و نه در ماه.
او ماه را خورد و ستاره‌ها را يكي يكي بلعيد. اما باز هم گرسنه بود.
* * *
خداوند به جبرئيل گفت: سفره‌اي پهن كن و بر آن كلمه و عشق و هدايت بگذار و گفت: هركس بر سر اين سفره بنشيند سير خواهد شد.
سفره خدا گسترده شد. از اين سر جهان تا آن سوي هستي؛ اما آدم‌ها آمدند و رفتند از وسط سفره گذشتند و بر كلمه و عشق و هدايت پا گذاشتند.
آدم‌ها گرسنه آمدند و گرسنه رفتند.
اما گاهي، فقط گاهي كسي بر سر اين سفره نشست و لقمه‌اي نور برداشت و جهان از بركت همان لقمه روشن شد. و گاهي، فقط گاهي كسي تكه‌اي عشق برداشت و جهان از همان عشق رونق گرفت. و گاهي، فقط گاهي كسي جرعه‌اي از هدايت نوشيد و چنان سرمست شد كه تا انتهاي بهشت دويد...
* * *
سفره خداوند پهن است، اما دور آن هنوز هم چقدر خلوت است. ميكائيل نان قسمت مي‌كند. آدم‌ها چنگ مي‌زنند و نان‌ها را از او مي‌گيرند. ميكائيل گريه مي‌كند و مي‌گويد: كاش مي‌دانستيد، كاش مي‌دانستيد كه نور از نان بهتر است.

......................................................................................................

                     نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو

                    به منکر علی بگو نماز خود قضا کند

   تا طلوع خدانگهدار

             توفیق رفیق راهتان باد

+ نوشته شده توسط وحید_زرکوب _مصباح در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384 و ساعت 11:40 |


Powered By
BLOGFA.COM


>